جنبش سبز ما جنبش سنگ نیست
ما پیروزیم اگر حرکت مان سبز باشد. بازی سنگ بازی آنهاست که رایمان دزدیده، سهرابهایمان کشته، روبهرویمان شمشیر کشیده ایستاده اند و ما را سبز نمیخواهند. کینه و خشم انقلابی اگر کارساز بود سی سال پیش کاری ساخته بود. نه ! این دامیست که شریعتمداری در کیهان کوچک ذهنش برای ما ساخته و کیهان ما آنقدر هست که برای مخالفمان به جای سنگ سبز بخواهیم. آسمان ما آنقدر هست که مخالفمان در آن بتواند سبز هم نباشد و سنگ نخورد.
امروزما زندهایم اما سبز می میرد اگر پای سنگ به میان آید. خشونت بازتولیدش خشونت است و کینه تنها کینه می زاید و مرزی برای خشونت و کینه نیست. جنبش سبز آنگاه رو به جلوست که نه برای جلوس یکی بر صندلی ریاست و کشیدن دیگری از تخت سلطنت باشد بلکه پیش و بیش از آن جنبشی بر قلبها و اندیشه ها باشد برای بخشیدن و تحمل مخالف و قائل بودن او به حتی آزادی در بیان مخالفتش اما سبزگونه؛ جنبشی از جنس گاندی و ماندلا که آنها هم پیروز نبودند اگر همچون مخالفانشان سلاح به دست می گرفتند و سنگ می زدند.
نگذاریم سبز مغلوب سنگ شود
